|
✍زهرا وصالی، ابتکارجنوب// شیراز را نمیتوان تنها با آسفالت خیابانها و بلندمرتبگی ساختمانهایش شناخت؛ این شهر، پیکرهای زنده است که کوه، دشت، آب و پوشش گیاهیاش در هم تنیدهاند. در این میان، کوه کوهسار، با وسعت تقریبی ۳۰۰۰ هکتار، نه فقط یک ارتفاع جغرافیایی، بلکه زیرساختی حیاتی برای زیستمحیط، اقلیم و هویت شیراز محسوب میشود. این پهنه ارزشمند، که در بالادست اتوبانهای شهید سلیمانی و آیتالله حائری، میان محلات پرجمعیتی چون رکنآباد، جوادیه، منصورآباد، دینکان، محمودآباد، نیایش، چوگیا و وابیوردی قرار گرفته، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفاظت دقیق و علمی است، نه پروژههای عمرانی پرریسک. آنچه در کوهسار در حال وقوع است، بیش از آنکه به ساماندهی و بهسازی شباهت داشته باشد، به بسترسازی برای تغییر کاربریهای آتی و انداختن کوه در دام "تله زیرساختی" میماند. جادهکشیهای طولانی، نصب صدها ستون بتنی سنگین و سپس توجیهاتی مبنی بر لزوم برقرسانی و آبیاری برای فضای سبز، پرسشهای جدی را درباره منطق و پیامدهای این اقدامات مطرح میسازد. **ناپایداری شیب؛ هشداری که جدی گرفته نشد** نهادهای تخصصی متعددی از جمله سازمان زمینشناسی، شرکت آب منطقهای، منابع طبیعی و محیطزیست، همگی درباره حساسیت ژئوتکنیکی کوهسار هشدار دادهاند. هرگونه خاکبرداری، تعریض مسیر، بارگذاری جدید یا تغییر در الگوهای زهکشی طبیعی، تعادل زمین را برهم میزند. در مهندسی ژئوتکنیک، مداخله در شیبهای حساس میتواند منجر به کاهش ضریب اطمینان شیب، افزایش فشار آب منفذی و فعال شدن سطح لغزش و رانش گردد. جادهکشی در دامنه، در حکم گشودن مسیری برای نفوذ آب و بیثباتی زمین است و افزودن وزن ستونهای بتنی، بار اضافی بر این دامنه ناپایدار تحمیل میکند. این الگو، همان مسیری است که در بسیاری از مناطق کوهستانی جهان، به فجایع طبیعی انجامیده است. **کوهسار؛ سرمایه طبیعی فعال، نه زمین بایر** نگاه رایج به کوهسار به عنوان یک "زمین بایر" که نیازمند "سبزسازی" مصنوعی است، یک سوءبرداشت اساسی است. این پهنه، خود یک اکوسیستم فعال و خودتنظیمگر است. گونههای بومی مقاوم مانند بنه، بلوط، انجیر وحشی، بادام وحشی، و ارژن، نه تنها نیازی به آبیاری پرهزینه ندارند، بلکه خود نقش حیاتی در کاهش فرسایش، حفظ نفوذپذیری خاک، تغذیه سفرههای زیرزمینی و تعدیل دمای محیط ایفا میکنند. کوهسار، ارائهدهنده خدمات اکوسیستمی است؛ سامانه طبیعی کمهزینهای که تخریب آن، جایگزینناپذیر است. **"تله هزینه" آبیاری در اقلیم خشک** یکی از عجیبترین توجیهات برای این حجم از مداخله، "پمپاژ آب برای آبیاری" است؛ آن هم در شرایط بحران آب و ناترازی انرژی کشور. پرسش اساسی این است: چرا باید برای پهنهای که ذاتاً با گونههای کمآبسازگار است، شبکههای برق و پمپاژ طراحی شود؟ چرا بهجای تقویت پوشش گیاهی بومی، به سمت گونههای آببر و مدیریت پرهزینه میرویم؟ در اقتصاد محیطزیست، این وضعیت مصداق "تله هزینه" است؛ پروژهای که در ظاهر برای سبزسازی اجرا میشود، اما در عمل، هزینههای سرسامآور آب، برق، نگهداری و تبعات زیستمحیطی را به شهر تحمیل میکند. در مقابل، طرحهای مردمی کاشت هزاران بذر بادام وحشی، نشان داده است که طبیعت، اگر درست فهمیده شود، بهترین مهندس است. **جاده و برق؛ مقدمه تغییر کاربری؟** تجربه جهانی نشان میدهد که ایجاد زیرساختهایی چون جاده و برق در پهنههای حساس، اغلب نقطه آغاز زنجیرهای از تغییرات تدریجی است: ابتدا جاده، سپس برق، سپس توجیه بهرهبرداری و نهایتاً ساختوسازهای تفریحی، خدماتی یا حتی شبهتجاری. این همان "تله زیرساختی" است که طبیعت را به بستر سوداگری تبدیل میکند. **امنیت شهری و سلامت عمومی؛ فراتر از یک چشمانداز** کوهسار برای شیراز، صرفاً یک چشمانداز زیبا نیست. این کوهستان در تنظیم اقلیم محلی، کاهش گردوغبار، جذب آلایندهها، تعدیل گرمای شهری و حفظ آرامش زیستمحیطی نقش اساسی دارد. از بین بردن این نقشها، نه یک خسارت سبز، بلکه تهدیدی برای تابآوری شهری است. علاوه بر این، نزدیکی پروژه به چاههای آب شرب شهر، هرگونه دستکاری غیر اصولی را به هشداری جدی برای امنیت منابع آبی تبدیل میکند. **توقف، بازنگری، حفاظت علمی** در پرونده کوهسار، حقایق روشن است: هشدارهای کارشناسی، حساسیت جغرافیایی، نقش حیاتی اکوسیستم طبیعی، ریسک بالای مداخلات مصنوعی و احتمال تغییر کاربری. بنابراین، مطالبه اصلی از مدیریت شهری و دستگاههای نظارتی، توقف فوری مداخلات سنگین، انتشار عمومی مطالعات فنی و زیستمحیطی، بازنگری در منطق پروژه و حرکت به سمت حفاظت مبتنی بر علم و مشارکت مردمی است. کوهسار، قلب شیراز است. قلب را برای زنده ماندن حفظ میکنند، نه برای شکافتن به بهای توسعهای ناپایدار.
|